تبليغاتX
سنگ و یخ

کوهنوردی-سنگنوردی-یخنوردی

صعود زمستانی قله کول جنو به روایت تصویر 18 و 19/12/85

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 ساعت 11:54  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

صعود زمستانی جبهه شمالی دماوند (یال جانپناه ها )
نمای شمالی دماوند از کتوپل

جبهه شمالی دماوند در زمستان بخاطر شرایط سخت صعود همواره مورد توجه کوهنوردان بوده است،این مسیر صعود که به اشتباه به شمالی معروف شده است در واقع یال شمال،شمال شرقی محسوب میشود و تیغه اصلی شمالی در سمت غرب آن و بین یخچالهای سیوله و دوبی سل قرار دارد و تا کنون در زمستان بطور کامل صعود نشده و بهتر است به مسیر معروف شده به شمالی یال جانپناه ها گفته شود.این یال با شیب نسبتا تندی از ارتفاع تقریبا ۴۳۰۰ از یال اصلی شمالی به طرف شرق جدا میشود تا به پناهگاه ۵۰۰۰ برسد که البته ارتفاع درست آن حدود ۴۷۰۰ است ولی به ۵۰۰۰ معروف است از اینجا به بعد در محاذات شرقی یخچال دوبی سل تا محلی به نام تخت خدا به ارتفاع تقریبی ۵۲۰۰ متر به صورت تیغه های سنگی ادامه پیدا میکند،از تخت خدا کمی بالاتر در سمت شرق یخچال عروسکها ظاهر میشود و مسیر از بین این یخچال و دوبی سل تا قله ادامه پیدا میکند که در زمستانهای سرد از ارتفاع حدود ۵۳۰۰ متر مسیر صعود نیز کاملا از یخ بلور پوشیده میشود و برای صعود آن نیاز به کرامپون است.

هر دو جانپناه ،فلزی و از جمله جانپناه های معروف به جانپناه فدراسیون میباشد.

مبدا صعود در زمستان روستای ناندل است که از جاده هراز نرسیده به کهرود قابل دسترسی است و جاده خاکی پر پیچ وخم ما را به از روستاهای حاجی دلا و میان ده به ناندل میرساند،مسافت تقریبی این جاده ۲۰ کیلومتر است که اخیرا حدود ۲ کیلومتر آن آسفالت شده.در سایر فصول از حاجی دلا یک جاده فرعی جدا میشود و به سمت چمن بن میرود و در کنار سنگ بزرگی معروف به کتوپل تمام میشود که این سنگ مبدا صعود است.ولی در زمستان به دلیل برف زیاد نمی توان از آن استفاده کرد،این سنگ در زمستان از آخر ناندل به خوبی در میان دشت پر برف قابل دیدن است و یک نشانه برای یافتن مسیر است چرا که از ناندل میبایست ابتدا به سمت آن حرکت کرد و از بعد از کتوپل با صعود از یال غرب جانپناه که کم برف تر است خود را به جانپناه برسانیم.

نمای شمالی دماوند از ناندل به بعد خیلی دل انگیز است و به نظر من از جبهه های دیگر متفاوت تر است با شیبی تند و ظاهری خیلی نزدیک به خصوص در زمستانها که سفید پوش است واقعا تسخیر کننده دلهای کوهنوردان است.

نمای شمالی دماوند از کتوپل

  صعود شمالی دماوند جزء برنامه های زمستان من بود،یکی از دوستانم،سعید از بچه های اسدآباد همدان که در صعود زمستانی جنوبی دماوند همراه من بود ،بعد از اون برنامه خواسته بود که هر وقت خواستم جهت صعود زمستانی شمالی دماوند اقدام کنم او را هم همراه خود ببرم.در بهمن ماه منتظر هوای خوب جهت صعود بودم و همینطور تعطیلی !پنج شنبه ۱۹ بهمن صبح به سعید خبر دادم ،بنده خدا سریع خودشو رسوند و ما هم ظهر حرکت کردیم شب قبل کمی برف اومده بود ولی جاده هراز باز بود،تا رودهن رفتیم که پلیس ،راه رو بسته بود،گفتن که همین الان بسته شده ،ما هم که ول کن نبودیم از جادههای فرعی آبادیها میان بر زدیم و چند بار از دست پلیس فرار کردیم و حدود ۷ ساعت اونجاها معطل بودیم تا خودمون رو با دردسر به گردنه آبعلی رسوندیم ،دیگه اونجا بهمن جاده رو بسته بود و دست از پا دراز تر برگشتیم اونقدرزنجیر چرخ بسته بودیم و باز کرده بودیم ،دستامونو سرما زده بود!!!

من حتی وسایل کوله خودم رو به طور کامل باز نکرده بودم و مصمم بودم در اولین فرصت حرکت کنم ،سه شنبه اول اسفند بعد از ۵ روز بارش دیدم که هوای دماوند تا پنج شنبه بارش نداره ولی باد شدید و سرما هست که مشکلی نبود ،صبح زود با سعید تماس گرفتم و گفتم اگر واقعا مصممی خودتو برسون تا نرفتم،خیلی دیر کرد ،ساعت ۷ شب بعد از کلی معطلی زیر پل فردیس، بالاخره از راه رسید و حرکت کردیم ،البته اسماعیل هم بیچاره توی اون شلوغی اومده بود بدرقه!هنوز به تهران نرسیده بودیم که مصطفی لاریجانی از رینه زنگ زد که راستی جاده هراز هر هفته شنبه تا سه شنبه ۸ شب تا ۶ صبح بسته است ،ای وای .. خودم اینو می دونستم ولی یادم نبود ،به سرعت به سمت رودهن رفتیم به حدی تند رفتم که مسیر سه ساعته رو ۱.۵ ساعت رفتم ولی وقتی رسیدیم اونجا ساعت نزدیک ۹ بود و جاده رو بسته بودن ،کلی صحبت و خواهش و تمنا کردم و یه کم هم دروغ مصلحتی تا به ما اجازه عبور داد ،خیلی خوشحال بودیم ،تو جاده فقط ماشین ما بود ،به همین خاطر خیلی زود رسیدیم رینه و رفتیم خونه آقا مصطفی ،در بین راه هم با آقای صالحی برای ساعت ۵ صبح داخل کهرود قرار گذاشتیم ولی موقع شام مصطفی آب پاکی رو رو دستمون ریخت و گفت تا ساعت ۶ تونل وانا که فبل از کهروده بستس و دارن تعمیرش میکنن و امکان نداره بتونین رد بشین ولی ما ول کن نبودیم ،گفتم یه ماشین سواری بگو ساعت یه ربع به ۴ اینجا باشه.

صبح حرکت کردیم ،راننده یه بند میگفت ،تونل بستس،نمیشه بریم،دیشب من ۲ ساعت اونجا معطل بودم و من هم هیچی نمیگفتم و فقط عصبی بودم هیچ وقت برای انجام یه برنامه اینقدر حریص نبودم،بالاخره به تونل رسیدیم اینجا دیگه کار جدی بود جاده را به طور کامل با ریل های پلیس راه بسته بودن و یه ماشین پلیس هم داخل دروازه پارک بود ،رفتم تو و داخل ماشین رو نگاه کردم ،پلیسه به حدی خوابش سنگین بود که بعد از کلی سر و صدا و به شیشه زدن بیدار شد، وقتی من رو با اون لباسها و کفش دید اولش تعجب کرد ولی بعد پرسید شما کی هستی منم دیگه سنگ تموم گذاشتم هر چی کارت داشتم از کارت هیئت گرفته تا کارت مربی گری و نظام پزشکی نشون دادم ولی افسره کوتاه نمیومد ولی خیلی آدم مودب و خوبی بود، با وجودی که ساعت ۴.۵ از خواب بیدارش کرده بودم و تو اون سرما بیرون اومده بود با خنده صحبت میکرد،خلاصه مجبور شدم یه کم دروغ چاشنی حرفام کنم ،که ما جهت امداد میریم و اجازه بده با افسر نگهبان صحبت کنم و بعد از کلی صحبت از طریق بیسیم با اون تونستم اونو راضی کنم، تونل به اون بزرگی رو برای ما باز کردن ،داخل پر از داربست بود و کارگر، بالاخره رد شدیم و رفتیم کهرود و از اونجا به ناندل ،اگر میخواستیم تا باز شدن تونل صبر کنیم یه روز از برنامه عقب می افتادیم.

روز شمار برنامه :

 چهار شنبه ۲/۱۲/۸۵ :

ساعت ۷.۳۰ صبح از آقای صالحی(عباس) خداحافظی کردیم و از ناندل حرکت کردیم،آقای صالحی میگفت به خاطر بارش برف چند روز اخیر برف کوبی زیادی در دشت دارین ،یه تیم هم از دیواندره جهت صعود رفته بودن که قبل از بارش برگشتن پس برف کوبی اونها در کار نیست که واقعا هم نبود.از کنار پرچین های ناندل گذشتیم و به راه خود ادامه دادیم ،سعید به خاطر سرماخوردگی حالش خوب نبود و عقب تر می اومد،مجبور شدم تموم برف کوبی مسیر رو که واقعا طاقت فرسا بود خودم انجام بدم!ساعت ۱۰ یعنی بعد از ۲.۵ ساعت کتوپل بودم خیلی راضی بودم و واقعا سر حال ولی سعید خیلی عقب بود مجبور بودم مدتی منتظر اون بمونم،هوا خیلی سرد بود و باد شدیدی پودر برف رو به شدت به صورتم میزد،تنها چیزی که توی این روز آزارم داد برف کوبی بود و سنگینی کوله،ساعت ۵ به جانپناه ۴۰۰۰ رسیدم ،داخل پر برف بود ،یه جائی درست کردم و لباسهای پرم رو پوشیدم خیلی سرد بود ،مجبور شدم مدتی زیر کیسه خواب دراز بکشم ،از سعید خبری نبود به خاطر همین کفشام رو در نیاورده بودم تا قبل از تاریکی هوا بتونم برم کمکش،بالاخره پیداش شد و خیال من هم راحت.شب رو فقط به برف آب کردن و غذا درست کردن گذروندیم و به سعید گفتم چون حالت خوب نیست  ،فردا صبح برمیگردیم ، ناراحت شد ولی حرفی نزد.

جانپناه 4000

پنج شنبه ۳/۱۲/۸۵ :

صبح از خواب بیدار شدم ،تا صبح باد شدیدی می اومد و انگار می خواست جانپناه رو بکنه،ظاهرا حال سعید بهتر بود ،گفتم بریم بالا ولی به شرطی که سریعتر حرکت کنی. قبل از حرکت خوب به سعید رسیدم،به جای صبحانه ،نهار خوبی براش درست کردم و مایعات فراوانی هم بهش دادم و ساعت ۱۲ حرکت کردیم ،مسیر بین دو پناهگاه کوتاهه،من ساعت ۲.۱۰ رسیدم ،بازم باد شدید بود ،در جاهائی از مسیر آثاری از جای پای بچه های دیواندره معلوم بود،داخل جانپناه پر از برف بود و فقط طبقه بالا و اونم قسمت عقبی قابل استفاده بود سریع چراغ بنزینی را روشن کردم و مشغول برف آب کردن شدم،سعید هم بالاخره رسید و مشغول استراحت شدیم قبل از خواب کوله حمله را بستم و به سعید گفتم فردا حرکت میکنیم ، اگر بیشتر از ۱۵ دقیقه از من عقب افتادی باید برگردی ،قبول کرد و خوابیدیم و ساعت رو برای ۴.۳۰ تنظیم کردیم.

جانپناه 5000

جمعه ۴/۱۲/۸۵ :

 

صبح ساعت ۴.۳۰ بیدار شدم سریع رفتم بیرون جانپناه ،هوا خیلی سرد ولی صاف بود.

مشغول درست کردن آب برای صبحانه شدم،بعد از خوردن صبحانه و پوشیدن گورتکسها ساعت ۶ حرکت کردیم ،وقتی بیرون آمدم از تعجب چند لحظه مات موندم،ابر شدید توام با بارش برف بود،۱.۵ ساعت قبل اومده بودم ،هوا عالی بود ،حالا اینجوری ولی چاره ای نبود ،حرکت کردم،تا مدتی از صعود دید کم بود ولی حدود ۲ ساعت بیشتر طول نکشید که هوا تقریبا باز شد ولی سرد بود ،قسمتهای سنگی مسیر را رد کردم تا به تخت خدا رسیدم ،تا حدود ۵۳۰۰ آثار صعود دیوان دره ای ها بود ولی از اونجا برگشته بودن چون نه جای پا بود نه جای کرامپون چون از اونجا به بعد یخ داشت و کرامپون می خواست ،این موضوع رو در برگشت از آقای ماشاءالله صالحی سئوال کردم که او گفت دو نفرشون تا ۵۳۰۰ صعود کردن و بر گشتن.

کرامپونها رو بستم و کمی به سمت چپ تراورس کردم و وارد یخچال عروسکها شدم ،تصور دیگه ای داشتم ولی یخ اون بلور کامل بود و به شدت شکننده و من هم یه تبر یخ بیشتر نداشتم و اون قسمتی رو هم که وارد شده بودم تا حدود ۱۵ متر شیب نسبتا زیادی داشت ،اونو رد کردم و بقیه مسیر شیب خیلی کمی داشت ولی یخ بود ،ساعت ۱۰.۱۵ قله بودم ، از اول صعود حتی یکبار هم استراحت نکرده بودم و یکسره حرکت کرده بودم ،چند عکس گرفتم و یه فنجان شیر عسلی داغ خوردم و به طرف پائین حرکت کردم. 

قله شمالی

کاسه قله

 

قله

حدود دو ساعت طول کشید تا به جانپناه ۵۰۰۰ رسیدیم ،خواستم آب درست کنم ولی چراغ بنزینی بازی در آورد،احتیاج به تمیز کاری داشت ولی وقت نداشتیم،از خیرش گذشتم و به سرعت به طرف پائین حرکت کردیم ،یه ساعته رسیدیم ۴۰۰۰ بی آبی اذیت میکرد بخصوص سعید رو ،حدود ۱۰۰ سی سی آب داشتم که هر یه ساعت کمی می خوردیم،به طرف کتوپل حرکت کردیم ،۲ ساعته رسیدیم اونجا،به صالحی تلفن زدم و حرکت کردیم ،از صبح نه غذا خوردیم و نه آب آنچنانی،تمام دشت ناندل رو دوباره برف کوبی کردم چرا که به خاطر باد شدید تمام برف کوبی ها پر از پودر برف شده بود ،معمولا اونجا همیشه اینجوریه.

ساعت حدود ۷ ناندل بودم و رفتم خونه آقای صالحی و با ماشین اون رفتیم اول ده دنبال سعید و رفتیم رینه ،مادر مصطفی هم که طبق معمول شرمندمون کرده بود و شام مفصلی تدارک دیده بود و بعد از شام هم آب گرم تمام خستگیمون رو شست، و بعد هم حرکت کردیم به سمت خانه. 

 

 

|+| نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385 ساعت 19:42  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

آبشار یخی خور
آبشار یخی خور از جمله آبشارهای معدود طبیعی کشور ماست که از نظر دسترسی ،ارتفاع،جنس یخ و درجه فنی در نوع خود کم نظیر است.           

برای دستیابی به آن بعد از حرکت به سمت جاده چالوس و عبور از آدران وارد جاده فرعی تاسیسات سد امیر کبیر میشویم و همان ابتدای جاده به سمت راست وارد جاده پیست اسکی خور میشویم و پس از عبور از آبادی های خوراب،سیجان به خور میرسیم و در انتهای جاده می توانیم از پارکینگ پیست اسکی جهت توقف ماشین خودمون استفاده کنیم.

از انتهای پارکینگ به سمت شرق حرکت میکنیم و بعد از عبور از کنار یک ویلای متروکه به جوی آب میرسیم که فقط ابتدای مسیر مشخص است و در زمستان کاملا از برف پوشیده میشود بسته به میزان برف از نظر برف کوبی تقریبا حدود یک ساعت وقت جهت رسیدن به آبشار لازم است و تقریبا از نیمه های مسیر آبشار قابل دیدن است،رخ آن غربی است و دو طرف آن دیواره.ارتفاع تقریبی آن ۴۰ تا ۵۰ متر است که میتوان با صعود حدود ۵ تا ۱۰ متر انتهای آن به صورت درای تولینگ به طور کامل از آن در آمد.

روسیتای سیجان

آبشار خور

 

بهترین زمان برای صعود آن بسته به شرایط آب و هوای هر سال متفاوت است ولی به طور معمول از ۱۵ دی تا آخر بهمن مناسب است بعد از این زمان به خاطر گرمای هوا و افزایش جریان آب پشت آبشار خطر شکستن آن زیاد است اتفاقی که سال گذشته برای ما افتاد!

قبل از ریختن

بعد از ریختن

|+| نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385 ساعت 11:14  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

عکس آخر
فکر نمیکنم هیچ کس فکرشو میکرد که این اعلامیه رو با این عکس ببینه،ولی چند سالیه که من بعد از برنامه ها وقتی عکسامو نگاه میکنم تو خلوتم فکر میکنم کدوم یکی از عکسام رو بعد از من برای این مراسم انتخاب میکنن،و حتی چند تا عکس رو خودم کاندید کردم.

|+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 20:17  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

یک خاطره از مهدی
 

تابستان امسال برای صعود دیواره علم عازم رودبارک شدیم ،روز قبل بچه ها از علم چال سقوط یکی از همدانی ها را از دیواره خبر داده بودند ولی چون کسی که قرار بود با من بیاد،بار اولی بود که به علم میامد،برای عدم تضعیف روحیه او،این خبر را مخفی نگه داشتم. وقتی به رودبارک رسیدیم صبح زود بود،بچه های آرش کنار سالن اصلی قرارگاه خوابیده بودند میدانستم اونا تو منطقه هستن ولی فکر نمیکردم برگشته باشن،اومدن جلو روبوسی،نوبت مهدی شد با اون خیلی شوخی داشتم،گفتم پس چی شد جا زدین،گفت نه بابا همدانیه افتاد روحیه همه خراب شد،من هی چشمک میزدم و آروم میگفتم این پسره که باهامه تازه کاره هیچی نگو،اونم ول کن نبود و با صدای بلندتر گفت بذار بفهمه ،به اون گفت آقا گول این دکتر رو نخور بهت گفته هیچی نیست،خیلی راحته،گولت زده،نرو باهاش،میکشتت،تازه یه نفرم دیروز افتاده،کلی خندیدم و بعد گفت امسال قرعه بنام همدان بود و دفعه دیگه نوبت کرجه،آخه هر سال بین ماها که میریم علم این شوخی بابه که میگیم امسال سهمیه شماست،منم گفتم،هنوز نوبت ما نشده و ...........روز سه شنبه که از رودبارک به من خبر دادن در عین ناباوری و ناراحتی یاد اون روز و اون حرفا افتادم.ولی در آخر این رو بگم که شاد باشید که مهدی جاودانه شد. 

|+| نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 10:31  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

طبق آخرین اخبار هلیکوپتری که برای نجات دو نفر از کوهنوردان عازم سرچال شده بود دچار سانحه شد و سقوط کرد،سرنشینان آن خلبان، کمک او ،پزشک و محمد نوری بودند که خوشبختانه همگی در سلامت هستند و وارد پناهگاه سرچال شده اند ولی کفش و لباس مناسب نداردند. در آخرین تماس که دوستان از تهران با من داشتند تقاضای جمع آوری کمک! شامل کیسه خواب،کفش دو پوش و پوشاک کوهنوردی داشتند.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 18:54  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

با کمال تاسف و تاثر دوست عزیزم مهدی عزیزی هنگام صعود گرده آلمانها در علم کوه به علت سقوط در یخچال غربی جان خود را ازدست داد و همنورد او نیز علیرضا سلیمانی در روی گرده به علت سرمای شدید جان به جان آفرین تسلیم کرد و هم اکنون دو تن از دوستان آنها در پناهگاه سرچال به علت هوای خراب زمین گیر شده اند و بچه های گروه آرش در رودبارک منتظر هوای خوب برای اعزام هلیکوپتر یا تیم نجات هستند.این ضایعه غم انگیز را به خانواده آنها و گروه کوهنوردی آرش تسلیت عرض میکنم.
|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ساعت 11:54  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

بیماری ارتفاع mountain sickness
 

اختلالات ناشی از تغییرات فشار بارومتریک:

تغییرات بارز در فشار محیطی بوسیله صعود به ارتفاعات و یا هنگام غواصی زیر آب در انسانها ایجاد میشود.

هنگام صعود فشار بارومتریک از تقریبا ۷۶۰ میلیمتر جیوه در سطح دریا به ۳۸۰ میلیمتر جیوه در ارتفاع ۵۴۰۰ متر افت میکند.

بنابر این فعالیتهائی مثل کوهنوردی و غواصی در معرض شدید تغییر فشار محیطی هستند. تغییر سریع فشار باعث اثرات فیزیولوژیک قابل توجه در رفتار گازهای اتمسفریک بافتهای بدن و ریه ها میشود.

در ارتفاعات بالا،فشار بارومتریک پائین در قدم اول باعث اثرات فیزیولوژیک در جهت کاهش اکسیژن تنفسی میشود که خود باعث کاهش اکسیژن رسانی به بدن یا هیپوکسی میشود. تغییرات فیزیولوژیک در ۸ تا ۱۰ هزار پا شروع میشود و در ارتفاع بالاتر از ۱۰ هزار پا(۳۰۴۸ متر) این اثر بیشتر میشود.

اثرات هیپوکسی:

اثرات هیپوکسی که معمولا از ارتفاع ۳۶۰۰ متر به بالا(در افراد عادی و غیر کوهنورد)شروع میشود عبارتند از،خواب آلودگی،خستگی روانی،گاهی سردرد،ندرتا تهوع و گاهی احساس خوشی (euphoria).شدت این علائم با افزایش ارتفاع بیشتر میشود،سردرد مخصوصا برجسته شده و علائم مغزی گاهی تا مرحله تکانهای عضلانی پیشرفت میکند و در ارتفاع بالاتر از ۶۹۰۰ متر در شخص هم هوا نشده منجر به اغما میگردد.

یکی از مهمترین اثرات هیپوکسی کاهش قدرت روانی است که قضاوت،حافظه و انجام حرکات دقیق را مختل میسازد که این مسئله برای کوهنورد میتواند شدیدا مشکل ساز باشد.

سازش با فشار اکسیژن پائین( ACCLIMATIZATION):

هر گاه فرد برای مدت معینی بسته به شرایط(ارتفاع،خود شخص و غیره)در ارتفاع اقامت کند بتدریج با فشار اکسیژن پائین سازش پیدا میکند یا بعبارت دیگر آکلیماتیزه یا هم هوا میشود به طوری که فشار اکسیژن پائین موجب اثرات زیان آور کمتری در بدن میشود و لذا شخص قادر میشود که کار سخت تری انجام دهد یا به ارتفاعات باز هم بالاتری صعود کند.۵ مکانیزم کلی وجود دارد که هم هوائی توسط آنها ایجاد میشود ۱.افزایش تهویه ریوی ۲.افزایش هموگلوبین خون ۳.افزایش ظرفیت انتشاری ریه ها ۴.افزایش تعداد رگهای بافتها (در دراز مدت) ۵.افزایش قدرت سلولها برای به مصرف رساندن اکسیژن با وجود فشار اکسیژن پائین.

بیماری ارتفاع با ۵ تابلوی بالینی میتواند ظاهر شود که به طور خلاصه هر یک از آنها را شرح میدهم.

۱>بیماری ارتفاع حاد(ACUTE MOUNTAIN SICKNESS -AMS ):

صعود به ارتفاع باعث ایجاد طیف وسیعی از علائم میشود که بستگی به فاکتورهائی همچون ارتفاع،سرعت صعود،مدت حضور در ارتفاع و آمادگی شخصی دارد. AMS شایعترین شکل بیماری ارتفاع میباشد و علائمی که خود به خود بهبود میابند شامل سردرد،بی اشتهائی،بی حالی و اختلالات خواب ممکن است در چند ساعت اول رسیدن به ارتفاع بالای ۳۶۰۰ متر ظاهر شوند.AMS خفیف ممکن است نیمی از افرادی که هم هوا شده اند را در ارتفاع ۶۲۰۰ متر تحت تاثیر قرار دهد.

در ارتفاع بالای ۴۲۰۰ متر AMS ممکن است شدید شود و بعضی اوقات با حالات شدی تری از ادم ریوی ارتفاع و ادم مغزی ارتفاع ادامه پیدا کند.

۲ >ادم ریوی ارتفاع(HIGH-ALTITUDE PULMONARY EDEMA-HAPE):

ادم ریوی غیر حاد یکی از عوارض بالقوه صعود سریع به ارتفاعات بالای ۴۲۰۰ متر میباشد.

علائم بعد از ۶ تا ۳۶ ساعت از حضور در ارتفاع شروع میشود و ممکن است به دنبال یک دوره AMS ایجاد شود.

تنگی نفس در حالت استراحت،تندی تنفس و صدای خشن تنفس علائم شاخص HAPE هستند.

سیانوز(کبودی)،تنگی نفس در حالت دراز کش(orthopnea)و خلط خونی در موارد پیشرفته تر دیده میشود.

۳>ادم مغزی ارتفاع(HIGH-ALTITUDE CERBRAL EDEMA-HACE):

ادامه دارد........................................................

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت 11:22  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

سرما زدگی تبر بی صدا
در مورد سرما زدگی مطالب زیادی در جاهای مختلف نوشته شده،که خیلی از آنها به علت عدم آگاهی و نداشتن علم نویسنده جز گمراهی و ایجاد ذهنیت غلط برای کوهنورد ثمره دیگری ندارد،به طوری که آموزش صحیح آن به او و پاک کردن اطلاعات غلط قبلی به مراتب از آموزش اولیه مشکل ترست.همانند کودکی که فبل از دبستان توسط والدین نا آگاه تحت یکسری آموزشهای غلط و یا خارج از سیستم آموزشی روز قرار میگیرد،که اصلاح آن یکی از بزرگترین مشکلات آموزگاران است،به همین دلیل دست اندرکاران تعلیم و تربیت تاکید دارند که آموزش ندادن بهتر از آموزش غلط است.

 از طرفی سرما زدگی یک بحث پزشکی است که درک آن نیاز به دانستن علوم پیش زمینه آن دارد و از توان عامه افراد خارج است،در اینجا سعی میکنم به طور خلاصه و مفید و در  عین حال ساده مطالبی را در مورد آن بنویسم. 

در اشخاص طبیعی وقتی قسمتهای انتهای بدن(extremities)در معرض سرما قرار میگیرند،دچار انقباض عروقی (vasocostriction)موضعی میشوند که در ادامه با انقباض عمومی عروق دنبال میشود،این تنگی عروق باعث کاهش خونرسانی به عضو میشود.وقتی دمای پوستی به۲۵ درجه افت میکند،اندام حالت کبود میگیرد(cyanotic)،در ۱۵درجه به خاطر تغییرات متابولیسم بافتی و تغییرات بیوشیمیائی ممکن است ظاهر پوست به نظر نشان دهنده اکسیژن رسانی خوب به پوست باشد،چون به رنگ صورتی در میآید،آسیب بافتی در این مرحله شروع میشود،یخ زدگی تا زمانی که دمای پوستی به ۴- تا ۱۰- درجه نرسد ایجاد نمیشود،ایجاد آن به فاکتورهائی مثل باد،خیس شدگی،تحرک،آسیبهای فیزیکی و تغذیه نامناسب ارتباط مستقیم دارد.

این عارضه به اشکال بالینی مختلف بروز میکند،یکی از اشکال آن که در ورزش ما مصداق پیدا میکند همان یخ زدگی بافتهاست(frostbite).

frostbite:

بافت یخ زده به رنگ سفید یا آبی روشن در می آید،ممکن است قوام نرم یا سفت داشته باشد،در لمس سرد است و عموما بی حس،چرا که آسیب ناشی از سرما ایجاد بیحسی عصبی میکند و شخص هیچ احساسی ندارد تا زمانی که برای اولین بار پا یا دست سرما زده خود را ببیند(تبر بی صدا).خیلی از علائم تا زمانی که پا دوباره گرم نشود دیده نمیشود. در نوع خفیف علائم شامل گزگز بی حسی و خارش است،با افزایش شدت دامنه حرکت عضو کاهش پیدا میکند و تورم شروع میشود،با گرم شدن سوزش و درد عضو شروع میشود،عضو سرما زده رنگ پریده میشود و شروع به تاول زدن میکند که ممکن است تاولها حاوی خون باشد،مرگ بافتی و سیاه شدن عضو(gangrene)نیز به تدریج پدید میآید.

درجه بندی:

آسیب بافت در اثر یخ زدگی به ۴ درجه از نظر شدت تقسیم  میشود(همانند درجه بندی در سوختگی):

درجه یک:یخ زدگی بدون تاول، پوست معمولا وجود دارد و از بین نرفته است.

درجه دو:یخ زدگی با تاولهای شفاف و بدون خون.

درجه سه:یخ زدگی با ازبین رفتن و مرگ پوست که همراه تاولهای خونریزی دهنده میباشد و گرفتاری بافت زیر پوستی نیز وجود دارد.

درجه چهار:یخ زدگی با گرفتاری بافتهای سخت مثل استخوان که تغییر شکل اندام را به همراه دارد.

پیشگیری:

طبق شعار همیشگی، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.در حال حاضر وبا وسایل و تجهیزات پیشرفته کوهنوردی و ارتقاء تکنولوژی در ساخت کفش و پوشاک کوهنوردی و در دسترس بودن آن برای اکثر کوهنوردان،نسبت به نبود این لوازم در کشور ما در گذشته نه چندان دور که حتی برای برنامه های زمستانی چند روزه در علم کوه و دماوند هم از کفشهای یک پوش استفاده میشد (در حال حاضر برای صعود زمستانی توچال هم اکثرا کفشهای دو پوش و سه پوش حرفه ای استفاده میکنند)،سرما زدگی انگشتان با این وصف و در شرایط غیر بحرانی(مثل شب مانی اضطراری در ارتفاع آن هم در زمستان و امثالهم ) نشان دهنده چیزی نیست جز بی تجربه گی نفر و از آن مهمتر عدم شایستگی سرپرست.سرپرستی برنامه فقط هماهنگی افراد،تعیین ساعت حرکت،گرفتن مینی بوس و دستور دادن نیست،بلکه یک سرپرست باید دانش فنی کافی در تمام زمینه های کوهنوردی و همینطور تجربه کافی در این زمینه را دارا باشد و علاوه بر آن هنر به کار بستن این علم و تجربه را بخصوص در شرایط بحرانی داشته باشد.این سرپرست است که علاوه بر انتخاب افراد از نظر آمادگی فنی و روحی متناسب با برنامه باید قبل از یک برنامه زمستانی تمام لوازم و پوشاک تک تک افراد را بررسی نماید و به آنها راهنمائیهای لازم را جهت انتخاب آن بنماید پس باید اول خود قدرت شناخت  فنی لوازم را داشته باشد،در حال حاضر انواع و اقسام کفشهای دو پوش در فروشگاهها موجود است ولی فقط دو پوش بودن آن برای انجام یک برنامه زمستانی در ارتفاع کافی نیست،بعضی از این کفشها که ظاهر خیلی خوش آب و رنگی هم دارند،برای زمینه های دیگری طراحی شده اند مثل یخنوردی ویا صعودهای ترکیبی و نه برای صعودهای زمستانی در ارتفاع و حتی این موضوع را کارخانه سازنده در کاتالوگها ویا حتی در برگه های راهنمای همراه کفش گوشزد کرده است ولی کو گوش شنوا.بنابراین اگر افراد کم تجربه برنامه ندانند ولی سرپرست باید بداند و اطلاعات فنی کافی در جهت شناخت لوازم کوهنوردی را داشته باشد و بدون تعارف یا از حضور شخص بدون لوازم و پوشاک متناسب با برنامه جلوگیری کند ویا وسایل مورد نیاز برای او را تهیه نماید.

متاسفانه بعضی از فروشندگان لوازم کوهنوردی به دروغ و یا کمی خوشبین باشیم از روی عدم آگاهی جهت فروش لوازم خود اطلاعات غلط به خریدار میدهند و با عناوین دهان پر کنی مثل ضدباد،ضدآب،ضد طوفان،گورتکس و غیره سعی در فروش اجناسی دارند که از نظر فنی فقط در حد کمپینگ میباشند،بدون اینکه متوجه باشند این کار چه خطراتی را میتواند برای خریدار به همراه داشته باشد.

نکته بعدی زمان بندی صحیح برنامه توسط سرپرست است. یک برنامه زمستانی به خصوص در ارتفاع باید در کوتاهترین زمان ممکن به اتمام برسد و از در معرض سرما قرار گرفتن بی مورد افراد باید جلوگیری کرد و باید در نظر داشت همیشه شرایط آب و هوا خوب نخواهد بود و در زمستان به سرعت یک روز آفتابی به طوفان و کولاک شدید تبدیل خواهد شد،پس نباید زمان را هدر داد و قبل از اجرای برنامه باید افراد را از نظر آمادگی و قدرت یک دست انتخاب کرد تا برنامه از نظر زمانی به طور معقول انجام پذیرد.این مسئله علاوه برکم کردن ریسک خطر بر ارزش فنی صعود نیز میافزاید.به طور مثال صعود زمستانی دماوند از جبهه جنوبی برای گروهی با آمادگی معمولی در شرایط نرمال ۲ تا ۳ روز در سالهای پر برف بیشتر زمان نمیبرد گر چه با آمادگی خوب یک روزه هم راحت صعود میشود،صعود با زمان بیشتر حتما ریسک خطر از جمله سرما زدگی را بالا میبرد،شاید خیلی ها بگویند زمان برای ما مطرح نیست ولی این را باید بدانیم که از نظر ارزش فنی فقط اینکه بگوئیم قله را صعود کردیم مهم نیست بلکه چه گونه قله را صعود کردیم مهم است،با چه زمانی،از کدام جبهه،در چه فصلی و احیانا با چه نکات اشتباهی که منجر به صدمه به افراد تیم شده است.به یاد یک جمله از کوهنورد آمریکائی فاتح ۱۴ قله هشت هزار متری "ادوایستورس" افتادم که گفته هیچ کوهی برای کوهنورد ارزش مردن ندارد،ولی به نظر من کوه ها ارزش والائی دارند این ما هستیم که باید از نظر آمادگی در خود چنان ارزشی ایجاد کنیم که بتوانیم به سلامت آنها را صعود کنیم واز صعودمان لذت ببریم. 

مسئله بعدی اطلاع سرپرست برنامه زمستانی از نکات مهم زندگی در ارتفاع و شرایط سخت همچون سرما است،باید به افراد آموزش دهد که به احساس سرمای غیر عادی و گزگز و بی حسی انگشتان بی اعتنا نباشند،انگشتان دست و پا را دائما حرکت دهند،چون در بین ما زیاد مرسوم است که کفش دو پوش را از دوستان خود امانت میگیریم!..حتما نسبت به تنگ نبودن آن دقت کنیم که خود باعث افزایش ریسک خطر خواهد شد.همچنین باید قویا متذکر شود که در کمپها هنگام استراحت حتما پا ها را بررسی کنند،جورابهای خیس باید فورا تعویض شوند،به همین علت باید در برنامه های زمستانی چند جفت جوراب خوب همراه داشته باشیم .انگشتان پا باید با دقت دیده شوند و هر گونه علائم غیر عادی باید جدی گرفته شوند چون همان گونه که گفتیم به علت بیحسی ناشی از سرما بدون دیدن عضو سرما زده ممکن است شخص از آن بی خبر باشد.از تماس دست و یا احتمالا لبها در طول برنامه با اجسام فلزی مثل کارابین،پیچ یخ،دیرک چادر و غیره جدا خودداری شود.مراقب نشت گاز هنگام تعویض کپسول چراغ حرارتی و تماس آن با دستها باشیم که این مسئله دمای پوستی را شدیدا پائین می آورد.در مورد دستها،دستکش ۵ انگشتی هر چقدر هم کیفیت خوبی داشته باشد مثل دستکش ۲ انگشتی عمل نمیکند چون در این نوع از دستکش بخاطر کنار هم بودن انگشتان و تبادل حرارت بین آنها،احساس گرمای بیشتری میشود،این مسئله را اکثر شما تجربه کرده اید.و نکته مهم دیگر اینکه اگر در مراحل ابتدائی سرما زدگی از آن مطلع شویم و به دور از غرور و تکبر آنرا ابراز کنیم باکمک همنورد خود خیلی راحت همانگونه که در بخش درمان توضیح میدهم جلوی یک ضایعه غیر قابل برگشت را خواهیم گرفت.

درمان:

الف:درمان هیپوترمی عمومی (systemic hypothermia ):

در فرد آسیب دیده ابتدا باید دقت داشت که اگر کاهش درجه حرارت عمومی وجود دارد ابتدا باید آنرا درمان کرد،فرد باید در محیط گرم قرار گیرد،داخل کیسه خواب و یا با پوشاندن البسه پر،به او مایعات گرم بدهیم و جلوی از دست دادن حرارت بدن او را بگیریم،اگر لباسهای زیر او خیس شده آنها را تعویض کنیم،موها و بدن او را کاملا خشک کنیم،رطوبت و باد دو عاملی هستند که بر شدت سرما می افزایند.

در مراحل بعدی و در بیماران با حال وخیمتر اقدامات درمانی دیگر بر اساس مشکل وی در مراکز درمانی انجام میگیرد،مثل جبران مایع و الکترولیت توسط سرم درمانی و غیره،در این بیماران یکی از عوارض شایع و خطرناک آریتمی قلبی است (نامنظمی ضربان قلب)که خطر جدی برای بیمار ایجاد میکند و میبایست در مراکز درمانی تحت مانیتورینگ(کنترل فعالیتهای الکتریکی قلب)قرار گیرند،از موارد دیگر دانستن این موضوع است که گرم کردن دوباره بیمار (rewarming ) باید تدریجی باشد وگرنه خود باعث اختلالات شدید قلبی خواهد شد.

ب:گرم کردن عضو سرما زده(rewarming ):

در نوع سطحی و خفیف سرما زدگی اندامها(frostnip)میتوان انگشتان را با قراردادن در زیر بغل خود ویا همنوردمان به تدریج گرم کرد و یا با فشار خیلی ملایم توسط دست گرم این کار را انجام داد ،باید شدیدا از مالیدن و یا ماساژ آنها پرهیز کنیم چرا که اینکار به بافتهای سرما زده آسیب جدی وارد میکند.در مورد پاها نیز باید صعود متوقف شود، در صورت امکان در یک محل مناسب کفشها و جوراب در آورده شود و بعد از گرم کردن مجاورتی با استفاده از گرمای بدن خود و یا دوستمان، جوراب پر و یا پوشاک گرم دیگری به پا کرد،مهم این است که علائم ابتدائی را جدی بگیریم و قبل از اینکه به مراحل جدی تر برسد خیلی راحت آنرا درمان کنیم،در هر مرحله از صعود که باشیم باید آنرا متوقف کنیم چرا که داشتن انگشتان سالم برای ادامه آن و صعودهای بعدی واجب تراست.

در نوع شدیدتر اقدام سریع برای گرم کردن عضو در دمای کمی بالاتر از دمای بدن مسلما باعث کاهش آسیب و مرگ بافتی خواهد شد،یعنی عضو یخ زده باید به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در آب با دمای ۴۰ تا ۴۲ درجه سلسیوس قرار گیرد،آب در این دما در دست سالم فقط احساس گرما ایجاد میکند نه داغی به عبارتی ولرم.باید از گرمای خشک و مستقیم مثل اجاق حرارتی و یا آتش شدیدا پرهیز کرد.بعد از اینکه اینکار انجام شد و حرارت پوستی طبیعی شد معمولا بعد از همان ۳۰ دقیقه اینکار را متوقف میکنیم ولی میتوان این کار را تا طبیعی شدن دمای پوستی هر بار به همین مدت تکرار کرد،گرم کردن با ماساژ ،نرمش عضو و یا قرار دادن عضو در برف به شدت ممنوع است و باعث آسیب جبران ناپذیر به عضو سرما زده میشود چون بافت آزرده توسط سرما شدیدا آسیب پذیر است و حتی ماساژ ملایم آن نیز ممکن است باعث افزایش مرگ بافتی شود.

یک نکته خیلی خیلی مهم که گاهی برای ما ایجاد آن اجتناب ناپذیر است ،امکان دوباره یخ زدن عضو است (refreezing ).یعنی مجبور باشیم به عللی، با وجود سرما زدگی به صعود ادامه دهیم مثلا در مسیرهای فنی که امکان فرود نباشد و یا در برگشت نیز مجبور باشیم با پاهای خودمان برگردیم و این امکان را میدهیم که دوباره با یخ زدگی عضو روبرو شویم،در این موارد که احتمال دوباره یخ زدن عضو را میدهیم،نباید عضو یخ زده را گرم ویا به اصطلاح یخ زدائی کنیم حتی اگر مجبور باشیم ساعتها با عضو یخ زده راه برویم، چرا که دوباره یخ زدن عضو از نظر مرگ بافتی ایجاد شده به مراتب زیان بار تراست.

ج:نگهداری از عضو آسیب دیده(protection of injured part ):

از نظر علمی تمامی افراد با سرمازدگی درجه ۲ و بالاتر و همینطور افراد با سرما زدگی درجه ۱ که سطح وسیعی از بدن آنها گرفتار باشد باید و باید در بیمارستان بستری شوند.

عضو سرما زده را باید شدیدا از آسیبهای فیزیکی مثل ضربه،فشار و سایش محافظت کنیم، نباید برای بافتهای سرما زده که هنوز مشکوک به زنده بودن هستند درمان فیزیکی زود هنگام را شروع کنیم(قطع عضو و یا تراشیدن)،بیمار باید استراحت مطلق داشته باشد، با بالا نگه داشتن عضو مبتلا و به هیچ وجه نباید از عضو سرما زده استفاده کند،در مورد پا حتی برای کارهای بهداشتی فردی نیز مجاز به راه رفتن نیست.

عضو مبتلا باید بدون پوشش و یا با یک پانسمان کاملا شل و بدون فشار و در دمای نرمال اطاق باشد.

تاولها را بسته به شرایط میتوان باز کرد و یا دست نخورده باقی گذاشت،اگر آنها را باز کردیم باید با با کرم silver sulfadiazine هر ۱۲ ساعت پوشانده شوند و اگر آنها را سالم باقی گذاشتیم باید با کرم aloe vera هر ۶ ساعت این کار انجام شود.

اگر آسپرین برای بیمار منع مصرف دیگری مثل ناراحتی معده و غیره نداشته باشد،با دز کم ۳۲۵ میلی گرم برای بزرگسالان هر ۶ ساعت  برای ۳ روز تجویز میشود.باز هم تکرار میکنم باید از پانسمانهای فشاری شدیدا پرهیز کرد.

د:ارزیابی های ضد عفونت anti-infective :

یکی از اقدامات اساسی،پیشگیری از عفونت بعد از گرم کردن بافت است.ایجاد یک محیط استریل و محافظت پوست آسیب دیده و تاولهای آن از تماس فیزیکی از جمله این اقدامات است.آلودگی های موضعی با محلول ۵ تا ۱۰ درصد بتادین قابل درمان است،ایجاد حمام بتادین در دمای ۳۲.۲ تا ۳۷.۸ درجه سلسیوس،دو بار در روز و هر بار به مدت ۳۰ دقیقه،برای مدت ۳ هفته یا بیشتر کمک شایانی به تمیز نگه داشتن پوست و از بین بردن بافتهای مرده سطحی میکند.برای درمان عفونتهای عمقی تر ترکیبات آنتی بیوتیکی نیاز هستند،بعضی از متدها،آنتی بیوتیک پیشگیری کننده را از ابتدا شروع میکنند که جهت جلوگیری از عفونت بسیار موثر است به خصوص در سرما زدگی درجه ۲ و ۳ .پیشگیری از کزاز هم یکی دیگر از اقدامات لازم است که میبایست انجام بگیرد.

ه:ترکیبات مهار کننده سمپاتیک sympatholytic :

رزرپین(reserpine )بصورت تجویز داخل عروقی،جهت کم کردن انقباض عروقی بسیار موثر است ولی تمام مراجع آن را تائید نمیکنند.

و:جراحی surgery :

قطع عضو ویا تراشیدن و برداشتن بافتهای مرده تا زمانی که تشخیص قطعی مرگ آن ثابت نشود انجام نمی پذیرد.خط جدا کننده بافت مرده و زنده زودتر از ۳ تا ۵ هفته ظاهر نمی شود. بعضی روشهای تشخیصی مثل اسکن( TC99m (technetium جهت تائید مرگ بافت موثر است.

 

ا

|+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 19:17  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

شب یلدا
"عمرتون صد شب یلدا،دلتون قد یه دریا،توی این شبهای سرما،یادتون همیشه با ما"                         قرار بود بریم کوله جنون ولی به خاطر هوا منتفی شد،شب یلدا رم که باید تو کوه سپری کرد،به همین خاطر بعد از ظهر پنجشنبه ۳۰/۹/۸۵ رفتیم برای برنامه قله منار.قله منار در منطقه البرز مرکزی است وراه دسترسی به اون جاده چالوس و خروجی ده مورود درست روبروی دیواره پل خوابه،مسیر زمستانی اون از روی یال اول که در محاذات جاده قرار داره قابل دسترسی است،در فصول دیگه از تمام یالها و درهها تا خود ده مورود قابل صعوده،مسیر زمستانی بعد از یه شیب طولانی به خط الراس میرسه که میبایست از یه دیواره سنگی عبور کنیم تا به خط الراس اصلی و طولانی قله برسیم،این دیواره در زمستان در بعضی قسمتها از برف و یخ پوشیده شده،چندین قله فرعی قبل از قله اصلی قرار داره که عبور از هر کدام کمی فراز و نشیب داره.                                                                                                                 به هر تقدیر ما چادر خودمون رو بالای دیواره روی خط الراس زدیم و شب یلدای طولانی رو گذروندیم،صبح دیر از خواب بیدار شدیم و عجله ای هم نداشتیم،قبلا مسیر زمستونی رو یه روزه صعود کرده بودم و به مسیر آشنا بودم،ساعت ۱۱.۴۰ بعد از خوردن صبحانه حرکت کردیم، هوا ابر بود واز قله مورود به بعد باد هم داشت و سرد بود،روی قله چند عکس گرفتیم وبه سرعت برگشتیم،چند تیم هم جلو تر از ما روی خط الراس بودند که به قله صعود نکردند و برگشتند،ساعت ۳.۴۰ به کمپ برگشتیم غذای مختصری خوردیم و از شیب روبروی کمپ به طرف جاده مورود فرود آمدیم،طبق معمول یکی از ماشینهای گذری که از ده میاومد،لطف کرد و ما رو به پل خواب رسوند،اگرنه باید کلی توی تاریکی راه میرفتیم.

|+| نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385 ساعت 11:18  توسط دکتر کیوان بصیریان  | 

 
http://mail.google.com/mail/?realattid=f_eymhb2os&attid=0.1&disp=inline&view=att&th=111300ecb2be4f11